عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
173
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
خدمت يكى از دانشمندان سرشناس رسيدند . در حال گفتوگو با وى از آن جناب ، خواستار مهر تربتى شدند كه شيعيان در حال نماز برآن سجده مىكنند ؛ آن هم به گمان دريافت معلوماتى كه آنها را نسبت به ياوهگويىهايشان بر ضد شيعه ، يارى نمايد . ولى شيخ بزرگوار از نيّت آنان آگاه شد و جواب عملى بسيار ساده و در عين حال قانعكنندهاى به آنان داد ؛ به اين صورت كه يك عدد مهر برداشت . ابتدا آن را بوسيد و بر پيشانى خود گذاشت و گفت : اين مهر را مورد احترام قرار مىدهم از آن رو كه هنگام سجده در پيشگاه خداى متعال ، سجدهگاه ( جاى پيشانى ) است . سپس مهر را زير پاى خود شكست و گفت : به اين دليل كه قطعهاى از خاك است و نه چيز ديگر . در نتيجه پندار اين گروه باطل شد و در گِل فرو ماندند . آرى به هيچ وجه ، زيبنده نيست نام اين توطئهگران در صفوف امّت ، مطرح شود . پيش از اين نيز در حدود سالهاى 1922 يا 1923 ميلادى ، مستر رايلى نمايندهء مستشار المعارف ، از كربلا ديدارى داشت كه منشى وزارتخانه ، او را همراهى نموده است . مستر رايلى كه مردى كنجكاو بوده و اين قبيل مسائل را پيگيرى مىكرده و به ويژه در بغداد ، ذهن او را به بعضى مسائل ، مشغول كرده بودند ؛ وقتى در بازار كربلا قدم مىزده ، به مغازهاى مىرسد كه مهر تربت به زائران مىفروخته است . با شگفتى و به گونهاى كه گويا نمىداند از منشى سؤال مىكند : اينها ، چيست كه در اين مغازه به فروش مىرسد ؟ منشى بىدرنگ جواب مىدهد : اينها ، تربت كربلاست و مانند سنگريزههاى كليساى پطرس مقدس نزد شماست كه هر دانهء آن ، به مبلغ يك فرانك ( معادل يك درهم ) به زائران فروخته مىشود . مستشار كه توقع اين پاسخ صريح و ناگهانى را نداشته ، مىخندد و مىگويد : شما درست مىگوييد ! ما نيز در اروپا ، اين جور چيزها داريم و جاى شگفتى نيست ؛ زيرا